از پنجره های بی عبورم چه خبر؟

درود

چون پنجـره های بی عبـــــورم امشب
بن بست سکوت سـوت و کورم امشب
بی دوست نشسته ام نگاهم ابریست
غـــــــم آمـده و خورده به تورم امشب

×××

عمریست به هر کوه و کمر می گردیم
مجنون شده ایم و در به در می گردیم
یک خســــته نبـــاشید بگو بی انصاف
ما از سفر چشــــم تو بر می گـــردیم

×××

از آن همه کوزه ها، سفالی مانده
از آن همـــــــه آرزو، محالی مانده
در خلوت سـرد چوب رختی هامان
یک روسـری کهنه و شالی مانده



گریت ویکتور:
دلباختگان برندگان واقعی عشقند.
بدرود

 

/ 18 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلی

جالب بود این : ما از سفر چشم تو برمیگردیم !! یک خسته نباشید بگو ای استاد ![چشمک]

ناهید تدین

دل من عاطفه را مي فهمد به خودم مي بالم با كسي سبزتر از مهر رفاقت دارم لحظه هايت زيبا [گل] ضمن تبريك ميلاد با سعادت حضرت صاحب "عج" با احترام دعوتي به خوانش شعر انتظار " غربت آ يينه"

لابیرنت

دیباچه فصل انتظارست دلم سرگشته ومست وبیقرارست دلم گفتی که خیال لاله چیدن داری ای دوست بیاکه لاله زارست دلم سلام.بسیاروبلاگ وزینی دارید.لطف میکنیداگربه من هم سری بزنید. من روزگاری مدیدآرزوداشته ام که درجایگاه علمی شماباشم اماتقدیرچیزدیگری بود.

علیرضا سلمانی بونش

سلام حاجی خسته نباشی عالی بود سلام برسونی عمشونو